تبليغاتX
زمزمه های سحرگاهی

cheshm be

 

haghighate

 

 cheshmanat

 

 

 

basteam

 

 negah be

 

 dastane por

 

 

 mehrat daram

 

 ashak be paye

 

 

 bimehriyat

 

 rikhtam eshagham ra

 

 

 dar kaseye darvishi pishkeshat

 

 

 kardam ba khone del va ashke

 

 

 cheshm azin bastam nashkani dele

 

 

 nazokam ra be kas pishkesh nadahi

 

 

 khobe man agar yek rooz dar

 

 

 havayat nabasha khahad mord

 


 

نوشته شده توسط شب زنده دار در دوشنبه 1386/03/28 ساعت 3:29 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت



 

نوشته شده توسط شب زنده دار در دوشنبه 1386/03/28 ساعت 2:46 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت


yadegri azizam yadegare

 

 roozhaye tanhayi roozhaye bi

 

 kasi dar ghorbat eshghi aziz

 

eshghe pake doreye javani va

 

 che masomane negehe garmi

 

 

va che asheghane kalami del chasb

 

 yad dari ke nafas keshidan bi too

 

az khateram raft yad dari ke

 

 ghalbam bi too istad mimanam

 

 .................montazere to ta akhare donya zendegiye man


 

نوشته شده توسط شب زنده دار در دوشنبه 1386/03/28 ساعت 2:24 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت



 

نوشته شده توسط شب زنده دار در چهارشنبه 1386/03/16 ساعت 4:11 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت


Sahargahi dar in tanhayi va zamani ke khorshid

 

 mohabat be khangahe hamishegiyash safar karde

 

 bod dar korsoye cheshmanam atashe eshgh barpa

 

shod va az negahat fahmidam ghaste safar dari va

 

 

az labelaye shokhananat fahmidam baraye ba to

 

 bodan tisheye farhad/sabre ayeb/va divanegi

 

majnom mikhaham.Che ziyadi moy kandam ua che

 

basa ab rikhatam ama to khane kardi jayi abadin

 

jayi ke hata sakhtemanash viran nemishavad va

 

hamishe ba man ast hata bad az marg tisheye

 

eshghat dar roham khane kard vojodam ra gereft

 

eshgh ra sar loheye zendegiam kard va hame chi

 

degargon shod fekro zehnam,heso ehsasam,harfo

 

kalamam,hame va hame ba ye kalame mani peyda

 

kard.*va an eksire abadiye eshghe to bod*


 

نوشته شده توسط شب زنده دار در چهارشنبه 1386/03/16 ساعت 4:7 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت


Darde eshghi keshidam ke mapors*

 


zahre eshghi cheshidam ke mapors*

 


gashteam dar jahan va akhare kar*

 


delbari bargozidam ke mapors*

 

 


 

نوشته شده توسط شب زنده دار در چهارشنبه 1386/03/16 ساعت 3:57 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت


Eshgho ashegh pishegi piram kard *

 


mey khore har dehe mey giram kard*

 


zad be daste binavaye ashena*

 


khanjare namardiyo siram kard*

 


yek shab az badeye masti be ra koh shodam*

 


sokhane leili shenidam koro bihosh shodam*

 


didam an maste bi gheyd ke dar koh beraft*

 


man nabodam dele majnon sefate pir beraft*  


 


 

نوشته شده توسط شب زنده دار در چهارشنبه 1386/03/16 ساعت 3:54 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت



 

نوشته شده توسط شب زنده دار در چهارشنبه 1386/03/16 ساعت 3:39 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت




 

نوشته شده توسط شب زنده دار در چهارشنبه 1386/03/16 ساعت 3:38 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت



 

نوشته شده توسط شب زنده دار در شنبه 1386/01/18 ساعت 4:38 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت


چه سخته..............

 che sakhte bi too mondan az too

 khondan 

 

didane raghse shaghayegh toye

 

 dashta takotanha

 

boye baron boye kahgel ke miyadesh

 

az khiyabon

 

sardiye negahe man to cheshaye

 

 ghatreye baroon

 

tane sardam bahone dare vase negahe

 

 

garmet dastaye nazo ghashanget

 

cheshaye khosh abo ranget

 

mane ashegh ta hamishe mikhonam

 

 ama nemishe delam arom ta hamishe

 

che sakhte bi too mondan che sakhte

 

 az too khondan


 

نوشته شده توسط شب زنده دار در شنبه 1386/01/18 ساعت 4:32 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت


تو عاشقانه ماند ای؟

 

 

با من چه کردی؟

 

 

نگفتی عاشقی/ دیونه ای چشم سیاهی؟

 

 

نگفتی تا سحر/ هر روز و هر شب

 

 

به فکره تیر مژگونه سیاهی؟

 

 

ولی.اما نگفتی بی وفای

 

 

به فکر رفتن و آزار مای

 

 

 

تو گفتی عاشقی همچون قناری

 

 

 

به جز من هم مگه تو یاری داری؟

 

 

 

مگر با تو نگفتم راز دل را؟

 

 

 

نگفتی رازدار دل مای

 

 

 

مرا از ساده بودن.بود چه حاصل

 

 

تو را از ما نبودن.بود چه حاصل

 


 

نوشته شده توسط شب زنده دار در سه شنبه 1385/12/01 ساعت 1:51 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت


ای گل.ای گل ناز و افسونگر که با رقص تنت همه را

 

 شیفته وپریشان کردی.

 

 

ای گل باغ بهشت تو که صبح ها با بوی خوشت دشت را

 

پر می کنی.

 

 

تو که با آواز پرندگان وبلبلان شیفته ات از خواب ناز بر

 

می خیزی

 

 

و به باد سلام می کنی باد صبا هر روز با سلام تو بر  

 

می خیزد

 

  

وبرگها و گلبرگ هایت را به رقص وادار می کند.

 

 

باران در روزهای شادیی تو از آسمان بر زمین می بارد

 

 

و تو آن را در بین گلبرگ های خود نگه میداری ماننده

 

 

صدف که مروارید را درون خود نگه میدارد.

 

 

تو با اشوه گری وتننازی در دل بلبلان آشوب به پا می

 

 

کنی و طوفانی عظیم در وجودشان.

 

  

آنها هم به رسم عاشقی غم نامهربانی تو را در لابه لای

 

 

آواز خود جای می دهند

 

  

و به دور تو همچون پروانه به گرد شمع دیوانه وار 

 

می گردند.

 

 

 

.آیا کسی تا به حال از تو پرسیده که به کدام یک از عشاق خود علاقه

 

داری

 

  

ولی من می دانم که تو هر روز به امید دیدن چه کسی

 

چشمانت را می گشای.

 

 

هر روز به باد سلام می کنی و منتظری که برایت خبری

 

از او آورد.

 

 

برگهایت را به سمتش می بری و شبنم هایت را برایش

 

 

نگه می داری تا وقتی به سمت تو آمد به او هدیه

 

دهی .

 

 

تو نه عاشق بلبلان سوخته دلی نه باد را می خواهی نه

 

باران را

 

 

 

 

تو شیفتیه مضحر روشنا ی وزیبای هستی.

 

 

من می دانم که تو خورشید را می خواهی همان ابر

 

 

قدرت و چقدر به او برازنده هستی

 

 

ولی صد افسوس که نزدیکی تو با او

 

 

باعث شعله ور شدن و نابودییت می شود

 

 

ولی می دانم روزی این کار را می کنی حتی ...

 

 

حتی اگر .. به قیمت تمام شدن جانت باشد ........

 

 

 

 

 

 

 


 


 

نوشته شده توسط شب زنده دار در سه شنبه 1385/12/01 ساعت 1:43 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت


اشک می روید همی

 

آه می گوید کمی

 

قطره ای آید ز چشم

 

چشم می گوید کمی

 

آه تو درد دل مظلوم نیست

 

درد دهقان بی محصول نیست

 

درد مادر مرده ی رنجور نیست

 

سرد نیست آتشی خاکستر است

 

مرگ نیست آه بی یارو یاور است

 


 

نوشته شده توسط شب زنده دار در شنبه 1385/11/28 ساعت 0:17 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت


یک سبد گل اقاقی واسه هرمه اون نفسهات

 

یک درخت پر شکوفه فدای لبهای زیبات

 

توی هر جا و ز هر کس .کشتم در عالم رویا

 

تا که شاید تکه شعری بنویسم واسه عشقم واسه

 

رویام

 

واسه اون یکی یدونه که نشسته توی خونه کرده این

 

دلو دیونه

 

اما تو این همه واژه

 

چه حقیره شعر گفتن

 

واسه اون نرمی لبها

 

توی اون نگاه گیرا

 

دیگه شعرم شده خسته

 

واسه تکراری واژه

 

اما می گم تا همیشه

 

اخه قلبم با یه واژه می شه آروم تا همیشه

 

عاشقم باش عاشقم باش

 

واسه اون روزی رفته 

 

واسه اون روز که بشینه گل تو گلدونش همیشه


 

نوشته شده توسط شب زنده دار در شنبه 1385/11/28 ساعت 0:9 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت





 

نوشته شده توسط شب زنده دار در پنجشنبه 1385/11/26 ساعت 0:58 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت









 

نوشته شده توسط شب زنده دار در یکشنبه 1385/11/22 ساعت 4:46 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت


شب براي چيدن ستاره هاي قلبت خواهم آمد .بيدار باش من با سبدي پر از بوسه مي آيم و آن را قبل از چيدن روي گونه هايت ميکارم تا بداني اي خوبم دوستت دارم




 



+++
هميشه انقدر ساده نرو و مگذر لااقل نگاهي به پشت سرت کن...! شايد کسي در پي تو مي دود و نامت را با صداي بي صدايي فرياد ميزند...! و تو... هيچ وقت او را نديده اي





+++
براي عشق تمنا كن ولي خار نشو. براي عشق قبول كن ولي غرورتت را از دست نده . براي عشق گريه كن ولي به كسي نگو. براي عشق مثل شمع بسوز ولي نگذار پروانه ببينه. براي عشق پيمان ببند ولي پيمان نشكن . براي عشق جون خودتو بده ولي جون كسي رو نگير . براي عشق وصال كن ولي فرار نكن . براي عشق زندگي كن ولي عاشقونه زندگي كن . براي عشق بمير ولي كسي رو نكش . براي عشق خودت باش ولي خوب باش




+++
هرگاه دلت هوايم را کرد، به آسمان بنگر و ستارگان را ببين که همچون دل من در هوايت مي تپند



+++
يادت در ذهنم و عشقت در قلبم و عطر مهربانيت در تمام وجودم است عزيزم محبت را در پاکي نگاهت و صداقت را در وجود مهربانت معني کردم وبدان که زيباترين لحظه هايم در کنار تو بودن است





+++
فاصله تابش خود را بر ديگران تنظيم کن خداوند خورشيد را در جايي نهاد که گرم کند ولي نسوزاند .





+++
عشق ويران کردن خويش است ، دوست داشتن ساختن است .





+++
عشق قانون نمي شناسد ، دوست داشتن اوج احترام به مجموعه اي از قوانين عاطفي است.





+++
عشق همانند مغناطيسي است که ما را به مبدا خود جذب مي کند. (باربارا دي آنجليس)





+++
عاشق هر که هستيد ، با وفاداري به او عشق بورزيد. (باربارا دي آنجليس)





+++
ايستاده مردن بهتر از زانو زده زيستن است . (آلبرت کامو)



+++
شما بدون تسلط بر خود نمي توانيد فاتح ديگران باشيد. (کيم وو چونگ)



+++
عشق ، سپيده دم ازدواج است و ازدواج شامگاه عشق . ( بالزاك )





+++
اشكي كه بي‌صداست پشتي كه بي‌پناست دستي كه بسته است پايي كه خسته است دل را كه عاشق است حرفي كه صادق است شعري كه بي‌بهاست شرمي كه آشناست دارايي من است ارزاني شماست




+++
نمي خوام بگم قدر 1 دنيا دوست دارم چون دنيا 1روز تموم مي شه
نمي خوام بگم سياهي چشات مثل شب پر ستاره است چون شب هم بالاخره تموم مي شه
نمي خوام بگم دوست دارم چون دوست ندارم بلكه عاشقتم






 

نوشته شده توسط شب زنده دار در یکشنبه 1385/11/22 ساعت 4:14 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت


happy valentines


 

نوشته شده توسط شب زنده دار در یکشنبه 1385/11/22 ساعت 3:44 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت


 


 

نوشته شده توسط شب زنده دار در پنجشنبه 1385/11/19 ساعت 2:0 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت



 

نوشته شده توسط شب زنده دار در چهارشنبه 1385/11/18 ساعت 1:6 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت


 

bend over backwards to do something

از جان مایه گذاشتن /نهلیت سعی خود را کردن


 

نوشته شده توسط شب زنده دار در چهارشنبه 1385/11/18 ساعت 1:0 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت


عشق را در حلقیه چشمان خود آویختم هر دم هر دم

 به پایش اشکها ریختم

 که شاید دل گرمت نگاه سردت را جلا دهد امه.............


 

نوشته شده توسط شب زنده دار در سه شنبه 1385/11/17 ساعت 5:4 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


 


 

نوشته شده توسط شب زنده دار در سه شنبه 1385/11/17 ساعت 4:49 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت



 

نوشته شده توسط شب زنده دار در سه شنبه 1385/11/17 ساعت 4:44 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


رئيس: خجالت نمي‌كشي تو اداره داري

 

 جدول حل مي‌كني؟

 

 كارمند: چكار كنيم قربان، اين سروصداي

 

ماشينها كه

 

نمي‌ذاره آدم بخوابه!


 

نوشته شده توسط شب زنده دار در سه شنبه 1385/11/17 ساعت 4:33 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت


معتادي كه در حال كشيدن سيگار بود،

 مي‌گويد:

 

 يه ژمين

 

 لرژه هم نمياد كه خاكشتر شيگارم بيفته


 

نوشته شده توسط شب زنده دار در سه شنبه 1385/11/17 ساعت 4:30 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت


  1. دو نفر در طول مهماني كنار هم نشسته بودند و يك كلمه
  2.  
  3. هم با هم
  4.  حرف نزدند
  5. . پس از دو ساعت يكي از آنها به ديگري گفت: پيشنهاد
  6. مي‏كنم حالا در مورد موضوع ديگري سكوت كنيم


 

نوشته شده توسط شب زنده دار در سه شنبه 1385/11/17 ساعت 4:27 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت


 


 

نوشته شده توسط شب زنده دار در سه شنبه 1385/11/17 ساعت 4:9 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت



 

نوشته شده توسط شب زنده دار در سه شنبه 1385/11/17 ساعت 4:6 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت